اخوان المسلمين در منطقه شمال آفريقا
پيش از پايه گذاري جماعت اخوان المسلمين مصر در اواخر دهه دوم قرن بيستم، افكار و ساختار تشكيلاتي و سازماني آن از طرق مختلف و با شيوه هاي گوناگون از مرزهاي مصر فرا رفته و در جهان عرب و اسلام گسترش يافت.
رشد اخوان در شمال آفريقا
...حوادث و تحولات سياسي همچون ترور حسن البنا در اواخر دهه چهل و آتش سوزي بزرگ قاهره در اوايل دهه پنجاه و پيروزي كودتاي افسران آزاد مصر به رهبري سرهنگ جمال عبدالناصر و درگيري ميان افسران آزاد و اخواني ها، عرصه و صحنه حيات سياسي و اجتماعي مصر را بر اخواني ها و كادرهاي فعال آن ها تنگ كرد و برخي از آن ها مجبور به جلاء وطن و به كشورهاي همسايه همچون ليبي و سودان پناه بردند...
پيش از پايه گذاري جماعت اخوان المسلمين مصر در اواخر دهه دوم قرن بيستم، افكار و ساختار تشكيلاتي و سازماني آن از طرق مختلف و با شيوه هاي گوناگون از مرزهاي مصر فرا رفته و در جهان عرب و اسلام گسترش يافت. تشكيل سازمان ها و گروه هاي اسلامي با انديشه هاي حسن البنا و ديگر متفكران اخوان المسلمين مصر و الگو برداري از ساختار تشكيلاتي آن در كشورهاي عربي تحت شرايط سياسي، فرهنگي و اجتماعي اين منطقه بوده و چيرگي نظام هاي استعماري و وجود نظام ها و رژيم هاي مستبد و وابسته به غرب و فعاليت و حضور جريانات فكري لائيكي و غرب گرا، عوامل مهمي در ايجاد محيط مناسب براي رشد چنين گروه هايي است. كشورهاي همسايه مصر همچون سودان، ليبي و فلسطين زودتر از بقيه مناطق جهان عرب و اسلام تحت تأثير انديشه هاي اخوان مصر قرار گرفته و دانشگاه الازهر و حضور طلاب ديني كشورهاي منطقه شمال آفريقا و نقش روحانيون مصري مقيم در اين كشورها از جمله عوامل گسترش ميان اخوان خارج از مرزهاي سياست و طبيعي مصر بوده اند. نگارنده در اين مقاله در تكاپو است كه روند رشد اخوان المسلمين و تبعات اين رشد را در منطقه شمال آفريقا به طور خلاصه تبيين نمايد.
اخوان المسلمين در سودان
طريقت هاي تصوف نقش موثري در حيات مذهبي و معنوي مردم سودان داشته و صبغه عمومي روح مذهبي انسان سوداني رنگ عرفاني و صوفي دارد. روند تكوين و تشكل اخوان المسلمين سودان تحت تأثير عوامل زير بوده است.
1. تا زمان استقلال سودان در سال 1956 اين كشور در حاكميت مشترك انگليس مصر بوده و مصريان بدون مانع مي توانستند به سودان و شهرهاي آن رفت و آمد و اقامت كنند و از اين رهگذر بسياري از فعالان اخواني مصر براي تبليغ افكار و انديشه هاي حسن البنا به شهرهاي سودان سفر نمودند.
2. بسياري از دانشجويان و طلبه هاي علوم اسلامي سودان در مصر به تحصيل پرداخته و از اين رهگذر تحت تأثير جريانات سياسي و فكري و فرهنگي مصر بوده اند.
3. برخي از شخصيت هاي سياسي و مذهبي سودان تحت تأثير رشد افكار كمونيستي و سوسياليستي در مراكز فرهنگي و دانشگاهي سودان به عنوان عكس العمل اقدام به تأسيس و سازماندهي گروه هاي اسلامي و مذهبي نمودند، از جمله اين گروه جنبش التحرير الاسلامي (با حزب التحير اسلامي اردن از لحاظ سازماني و تئوريك تفاوت داشته و ارتباطات ارگانيك ندارد).
روند تكميل و رشد اخوان المسلمين سودان از مراحل تاريخي زير گذشته است:
1. دوران پايه گذاري (1955 1949):
در اين دوران اين تشكيلات از لحاظ سياسي مجوز فعاليت نداشته و دولت انگليس كه سودان را اداره مي كرده با تأسيس اين گروه مخالف بود و تا سال 1945 اجازه فعاليت رسمي به آن ها نداد. جمال السنهوري اولين سوداني بود كه به عضويت اخوان المسلمين درآمده و نقش مؤثري در تشكيل هسته اوليه اخوان سودان داشت. در اين دوره اخواني هاي سودان تحت اشراف اخوان مصر رهبري و هدايت مي شدند. اين تشكيلات در سال 1945 در كنگره الجامع به طور آشكارا مواضع و تشكل گروه خود را اعلام نمود.
2. دوران حضور (1959 1956):
در اين دوران سوداني ها خود به طور تدريجي به سوي تشكل و اداره تشكيلات اخوان گام برداشته و در اين دوره شاخص ترين اقدام آن ها نقد قانون اساسي اوليه سودان پس از استقلال و ارائه قانون اساسي اسلامي از سوي رهبران تشكيلاتي بود.
3. دوران فعاليت زيرزميني (1964 1959):
ژنرال عبود در اولين كودتاي تاريخ معاصر سودان حكومت را به دست گرفت و با فعاليت هاي سياسي و صنفي احزاب و سنديكاهاي كارگري به مقابله برخاست، اخواني ها به دليل ضعف هاي تشكيلاتي به فعاليت زيرزميني پرداختند.
در ادوار سه گانه فوق اين رهبران و شخصيت ها در روند تشكيل و فعال سازي گروه اخوان سودان نقش داشتند:
الف: صادق عبدالله عبدالماجد در سال 1946 رهبري هسته اوليه اخوان سودان را به عهده داشت.
ب: علي طالب الله در سال 1948 دبيركل تشكيلات اخوان سودان را به عهده داشت. اخواني هاي مصر وي را به اين سمت رساندند.
ج: در كنگره سازمان تشكيلات اخوان در اوت 1954 محمد خير عبدالقادر به دبيركلي اخوان سودان رسيد.
4. دوران فعاليت علني مجدد (1969 1964):
سرنگوني حكومت ژنرال عبود در سال 1964، و حكومت غيرنظامي ها به رهبري الازهري فضاي سياسي سودان را براي رشد جريانات سياسي و فعاليت گروه ها و احزاب فراهم نمود.
در سال سقوط ژنرال عبود، حسن ترابي پس از اخذ مدرك دكتراي حقوق از دانشگاه سوربن به سودان بازگشت و رهبري اخوان المسلمين را بر عهده گرفت و اين دوره با آغاز درخشش ترابي همزمان بوده است. ترابي پس از تدريس و مدريت دانشكده حقوق دانشگاه خارطوم، نقش خود را در رشد افكار جريان اخوان المسلمين در مراكز علمي و دانشگاهي توسعه داد و از اين رهگذر جايگاه خود را در صحنه سياسي سودان تحكيم بخشيد و پايه استوار روند رشد و آينده سياسي خود را پي ريزي كرد.
5.دوران مقابله با رژيم (77 1969):
در سال 1969 افسران آزاد سودان به رهبري سرهنگ نميري حكومت غيرنظامي و دموكرات سودان را سرنگون كرده و به پيروي از افكار و انديشه هاي ناصر الگوي سوسياليستي ناصريستي در سودان پايه گذاري مي كنند. نميري به پيروي از تشكيلات حزبي ناصر اتحاديه سوسياليستي سودان و شالوده افكارش در كتابش الميثاق الوطني گردآوري مي كند (ناصر انديشه هاي خود را در كتاب فلسفه الثوره جمع آوري نمود).
نميري به پيروي از ناصر جريانات مذهبي از جمله اخواني هاي سودان را تحت فشار و پيگرد اطلاعاتي امنيتي قرار داد. حسن ترابي در اين دوره به خاطر مخالفت هاي سياسي و عقيدتي با رژيم كودتايي، زنداني و چند سال در زندان هاي مختلف سودان سپري كرد.
6. دوره سازش و آشتي (1985 1977):
سرهنگ نميري تحت شرايط و تحولات جديد منطقه اي از جمله مرگ ناصر و به قدرت رسيدن سادات و تغيير رويكردهاي سياسي مصر و كودتاي نافرجام كمونيست ها به رهبري سرگرد عطاالله عليه رژيم خارطوم، تحولاتي در سياست سودان به وجود آورد و از سياست هاي سوسياليستي روي گرداند. لذا در اين دوران به گروه ها و جريانات مذهبي فرصت ظهور و فعاليت داد و حسن الترابي اين فرصت را مغتنم شمرده و خود را به سرهنگ نميري نزديك كرد. مقابله گروه اخوان المسلمين با جريانات ناصريستي و كمونيستي در نهادها و محافل علمي و دانشگاهي پاداشي براي الترابي داشت و از اين رهگذر وي توانست پست وزارت دادگستري سرهنگ نميري را به دست آورد.
7.دوره ائتلاف هاي سياسي (89 1985):
با سقوط دولت سرهنگ نميري به وسيله كودتاي ژنرال سوارالذهب و بازگشت قدرت به حكومت هاي غيرنظامي همچون دولت الصادق المهدي، حسن الترابي و گروه اخوان فعاليت هاي سياسي و حزبي خود را دوچندان نمودند و در دولت هاي ائتلافي حضور داشتند.
8.دوره حاكميت (2000 1989):
نظاميان به رهبري ژنرال عمر حسن البشير دولت غيرنظامي را سرنگون كردند. حسن الترابي مغز متفكر اين كودتا بوده و طي يازده سال شريك و متحد نظاميان در قدرت بود و به عنوان رئيس پارلمان سودان به تحكيم پايه هاي قدرت خويش پرداخت.
9. دوره عقب نشيني (از سال 2000 تاكنون):
شرايط داخلي سودان و تحولات منطقه اي و بين المللي به ويژه فشارهاي بازيگران منطقه اي مصر و ليبي و قدرت هاي فرا منطقه اي همچون آمريكا تداوم اتحاد و ائتلاف سياسي ميان البشير و الترابي را ناممكن ساخت. ژنرال البشير با بسيج تمام جناح ها و شخصيت هاي مخالف سياست هاي رهبري اخوان المسلمين با يك اقدام وسيع، الترابي را از دايره قدرت دور ساخت و نقش رهبري او در هيأت حاكمه را حذف كرد.پس از بركناري الترابي از رياست پارلمان در فوريه 2000، وي به خاطر تحركات سياسي توسط البشير چندين بار بازداشت شده است.
در سودان طي سه دهه اخير دو گروه اخوان در صحنه سياست اين كشور فعال بوده اند. گروه اخوان المسلمين به رهبري صادق عبدالله عبدالماجد (كه از مؤسسين هسته هاي اوليه اخوان سودان است). اين گروه از سوي مجامع اخوان المسلمين به رسميت شناخته شده، گروه بعدي گروه الجبهه القوميه الاسلاميه به رهبري حسن ترابي است كه در سال هاي نيمه دوم دهه هشتاد تأسيس شده و به خاطر اجتهادات و انديشه هاي ترابي از سوي سازمان بين المللي اخوان المسلمين به رسميت شناخته نمي شد.
حسن الترابي داراي تأليفات متعددي است و در جريان هاي اخوان المسلمين بدعت ها گذاشته است. وي هميشه صاحب افكار جديد و اجتهادات نويني بوده است. اين اجتهادات با جريانات اخواني و نئوسلفي برخورد حادي داشت، لذا الترابي هميشه از سوي محافل وابسته به دو جريان فوق مورد انتقاد قرار گرفته است.
اخوان المسلمين ليبي
هسته اوليه جماعت اخوان المسلمين ليبي در اواخر دهه چهل در اين كشور شكل گرفت و از سه راه، افكار و ساختار سازماني اخوان المسلمين مصر در اين كشور رواج يافت:
1. بسياري از خانواده هاي مبارزان و مجاهدان ليبي از جور و ستم استعمار ايتاليا، فرار و در شهرهاي مصري پناه گرفته و اقامت گزيدند. اكثر جوانان ليبيايي مقيم مصر در دانشگاه هاي مصر به ويژه دانشگاه الازهر به تحصيل پرداختند و از اين رهگذر با جريانات فكري و سياسي مصر از جمله افكار و عقايد حسن البنا مرشد اول و مؤسس اخوان المسلمين، آشنا شده و تحت تأثير آن قرار گرفتند. آن ها پس از استقلال كشورشان در اوايل دهه پنجاه به كشورشان بازگشتند و افكار اخوان المسلمين مصر را به ديارشان منتقل كردند.
2. حضور روحانيون مصري در دستگاه ها و نهادهاي مذهبي، فرهنگي، آموزشي و قضايي ليبي نقش مؤثري در انتقال افكار اخوان مصر به اين كشور داشته، زيرا اكثر روحانيون مصري متأثر از اصول و بنيادهاي فكري حسن البنا بوده و خود از مبلغان اين انديشه ها در ميان جوانان ليبيايي و اقشار مختلف اين كشور بوده اند.
3. حوادث و تحولات سياسي همچون ترور حسن البنا در اواخر دهه چهل و آتش سوزي بزرگ قاهره در اوايل دهه پنجاه و پيروزي كودتاي افسران آزاد مصر به رهبري سرهنگ جمال عبدالناصر و درگيري ميان افسران آزاد و اخواني ها، عرصه و صحنه حيات سياسي و اجتماعي مصر را بر اخواني ها و كادرهاي فعال آن ها تنگ كرد و برخي از آن ها مجبور به جلاء وطن و به كشورهاي همسايه همچون ليبي و سودان پناه بردند.
عزالدين ابراهيم، جلال سعده و محمود شريبتي از جمله جوانان فعال اخواني مصر بودند كه در اوايل دهه پنجاه تحت تعقيب دستگاه امنيتي مصر به ليبي پناه بردند. برخي از آگاهان به مسائل ليبي و مورخان جنبش هاي اسلامي و سياسي ليبي بر اين باورند كه عزالدين ابراهيم مؤسس حقيقي اخوان المسلمين ليبي بوده است.
اساس افكار و انديشه و مرامنامه و برنامه هاي سياسي اين گروه و مرجعيت فكري و سازماني آن ها همان شالوده هاي انديشه هاي حسن البنا و ديگر متفكران اخوان مصر بوده است و همچنين ادبيات سياسي اين گروه طي پنجاه سال اخير هميشه تحت تأثير مفردات گفتماني اخوان المسلمين مصر بوده است.
در دوران حاكميت نظام پادشاهي در ليبي (1969 1950)، گرايش هاي همسو و نزديك به سياست و انديشه هاي ادريس مسنوسي پادشاه ليبي داشته و در صحنه سياست و انديشه، عليه افكار و برنامه هاي سياسي بعثي ها و كمونيست هاي ليبي در نبرد بودند. حضورشان در مراكز و نهادهاي علمي و آموزشي مانع گسترش و رشد افكار و فعاليت هاي بعثي ها و كمونيست ها، گشت.
در دوره سركوب اخواني هاي مصر توسط سرهنگ ناصر در پي حادثه المنشيه (توطئه ترور سرهنگ ناصر در شهر اسكندريه)، اخواني هاي ليبي از اخواني هاي فراري مصري به خوبي استقبال كرده و به آن ها پناه دادند و وسايل و اسباب معيشتي و رفاهي آنان را فراهم نمودند. به قدرت رسيدن افسران آزاد ليبي به رهبري سرهنگ قذافي در اوايل سپتامبر 1969، دوران محنت ها و سختي ها و فشارها عليه گروه اخوان المسلمين ليبي را به همراه داشت.
سرهنگ قذافي كه خود را شاگرد و امانتدار افكار و انديشه هاي ناصر مي داند، تجربه تلخ رفتار خشن با اخواني هاي مصر را، در ليبي تكرار نمود. با وجود اينكه اين گروه در مقابل نظام سوسياليستي و جماهيري سرهنگ قذافي خط مشي مسالمت آميزي داشته، ولي طي سي و شش سال اخير، اين گروه از سوي دستگاه اطلاعاتي امنيتي نظام حاكم ليبي، انواع فشارها و مضايقه سياسي معيشتي را متحمل شدند.
در دهه هشتاد گروه هاي اسلامي و ملي مخالف رژيم ليبي براي سرنگوني سرهنگ قذافي خط مشي مسلحانه و قهرآميزي اتخاذ نمودند ولي اخواني هاي ليبي كماكان از خط مشي گذشته و سنتي خود عدول نكردند.
در اواخر دهه هشتاد جريان جهاد نئوسلفي ليبي با بازگشت افغاني هاي ليبي و تحت تأثير روند رشد نئوسلفي در شمال آفريقا به ويژه تحت تأثير افاغنه الجزاير، رشد جريان شتابزده اي داشت و توانست برخي از جوانان اخوان ليبي را نيز جذب سازمان خود كند.
از ديدگاه امنيتي ليبي، جريانات و گروه هاي اسلامي از جمله اخواني ها، حركت التجمع الاسلامي (در سال 1992 تأسيس شد) و گروه نئوسلفي الجماعه الاسلاميه المقاتله الليبيه، خطر اول براي امنيت ملي كشور محسوب مي شدند. كشتار زندان بوسليم در سال 1996 بسياري از كادرها و رهبران جريانات اسلام گراي ليبي را به تيغ مرگ سپرد.
ادامه دارد....
مقالات مرتبط:
